رگيو در ناپل به آموزش و كار پزشكي پرداخت. مقام مترجم سلطنتي را يافت و مأمور ترجمهٴ آثار يوناني به لاتيني شد. پس از مرگ شارل (1309)، نيكولو در ظل حمايت روبر، شاه ناپل(1309 ـ 1343)، قرار گرفت؛ فيليپ تارانتي برادر روبر و شارل كالابريايي پسر او هم به نيكولو مأموريتهايي دادند و او براي كسان ديگري جز خاندان آنژو هم ترجمههايي انجام داد؛ مثلاً ترجمهٴ لاتيني
كتاب ترياق براي ماركُلكُني دو مانتوا صورت گرفت، شاه روبر براي نيكولو از امپراتور آندرونيكوس دوم (1282 ـ 1328) نسخههاي يوناني دريافت كرد.
ويكرزهايمر اين اظهارات نوبورگر را رد ميكند كه دارونامهٴ عطريات1 همان
عطرنامهٴ منسوب به نيكلاس مورپسوس است كه اغلب ترجمهٴ آن را به نيكولو نسبت ميدهند (مقدمه
2، 1953).
ويكرزهايمر ميگويد، دارونامهٴ عطريات را نيكلاس پرپوزيتي در نيمهٴ سدهٴ پانزدهم نوشته است.
لِمان دراين بحث بازهم فراتر ميرود و اظهارات لو پاركو را در مورد ترجمهٴ عطرنامه با تلخيص آن بهوسيلهٴ نيكولو دارگيو رد ميكند.
نيكولو كتاب اخبار و آثار پطروس و پولس رسول را ترجمه كرد كه به غلط (؟) به سُفرونيوس (بِطريق ارتدكس بيتالمقدس از سال 629 تا هنگام مرگش در سال 638) منسوب است.
در فاصلهٴ سالهاي 1308 تا 1345 نيكولو بسياري آثار بقراط و جالينوس را ترجمه كرد.
ترجمههاي او مستقيماً و به صورت تحتاللفظي از يوناني به لاتيني انجام ميگرفت. كلمه به كلمه، نه كم و نه زياد. اين دقت تا آنجا پيش رفت كه ويراستاران جديد آثار يوناني اغلب براي تصحيح آنها از ترجمههاي او استفاده كردهاند. او اول كسي بود كه پزشكي يوناني را بدون واسطهٴ عربي معرفي كرد.
مهمترين ترجمهاش كتاب منافع الاعضاء جالينوس بود كه در سال 1322 به روبر آنژويي، شاه ناپل، اهدا شده، اين ترجمه نقطهٴ عطف مهمي در تاريخ كالبدشناسي و پزشكي بود.
3 ـ ب. مترجمان از يوناني به عبري
شِمَريه بن الياس اقريطي
يهودي يوناني، مترجم و مفسر (متوفا در سال 1352 يا پس از آن).
او در پايان سدهٴ سيزدهم در نگروپونته (يعني اوبويا) يا به احتمال بيشتر در رم زاده شد؛ نسبت نگروپونتي كه بهاو داده شده ممكن است مربوط به والدينش باشد. او را همه يواني (يوناني) يا اقريطي (كرتي) ميناميدند. البته اندكي پس از ولادت او پدرش را بهعنوان رابي به كرت خواندند و شمريه جواني خود را احتمالاً در آنجا گذراند. بنابر اظهار خودش آثار فلسفي